خرید بک لینک

عروس و داماد خمیری

دبیرستانی بودم که دوستم بهم یه کادو داد. یه قاب عکس فانتزی که جای دو تا عکس داشت و یه طرف قاب یه عروس و طرف دیگه، یه داماد از جنس خمیر چسبیده بود. این قاب عکس بانمک و قشنگ بود.

نمیدونم چی شد که قاب عکس شکست و گم و گور شد؛ اما اون عروس و داماد خمیری رو هنوز دارم و روی یه جعبه ی فلزی چسبوندم شون.

نمیدونم دوستم اون روز به چه نیتی اون قاب عکس رو به من داد. به نیت ازدواج که عکس خودم و شوهرم رو داخلش بزارم؟ نمیدونم. اما نیت دوستم هیچوقت محقق نشد.

خودش الان دو تا پسر داره و من هنوز تنها و مجردم.

جدیدا زیاد از ازدواج نکردنم ناراضی نیستم اما هنوز هم گاهی نبود یه مرد حامی و عاشق رو توی زندگیم حس می کنم و گاهی دلم می خواد یکی و داشتم که کنارم بود، دوستم داشت و بی توقع ازم حمایت می کرد و من مهم ترین بخش زندگی اش می شدم. یه مرد واقعی، نه یه مرد خمیری...

B L O G F A . C O M

برچسب: نویسنده: ashoobgar تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:31

صفحه بندی